فصیلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فصیلة. [ ف َ ل َ ] (ع اِ) مؤنث فصیل . (اقرب الموارد). رجوع به فصیل شود. ◄ شتربچه ٔ ماده . ◄ گروه و خویشان و نزدیکان مرد. (منتهی الارب ). وگویند نزدیکترین پدرانش بدو. (از اقرب الموارد). دودمان . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). ◄ پاره ای از گوشت ران . ◄ پاره ای از اعضای بدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ طبقه ای ازطبقات انساب عرب . (از اقرب الموارد). یکی از طبقات ششگانه ٔ عرب . (سمعانی ). ج، فصائل . (اقرب الموارد).