واژه جو

فضی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فضی . [ ف ِض ْ ضی ] (ع ص نسبی ) سیمین و نقره ای . (آنندراج ). از سیم . برنگ سیم . (یادداشت به خط مؤلف ).

معنی فضی | واژه جو