فطانت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ یا فِ نَ) [ ع. فطانة ]<BR>۱- (مص م.) درک کردن، زیرک و دانا بودن.<BR>۲- (اِمص.) ادراک، دریافت.<BR>۳- زیرکی، هوشیاری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ یا فِ نَ) [ ع. فطانه ] ۱- (مص م.) درک کردن، زیرک و دانا بودن. ۲- (اِمص.) ادراک، دریافت. ۳- زیرکی، هوشیاری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فطانت . [ ف َ ن َ ] (ع اِمص ) زیرکی و دانایی . (غیاث ). زیرکی و هوشیاری . ◄ (مص ) درک کردن . دریافتن . (فرهنگ فارسی معین ). فهمیدن و ادراک کردن . ◄ ماهر شدن در کاری . (از اقرب الموارد).
مترادف و متضاد واژهدان
دها، زیرکی، هشیاری، هوشیاری درک، فهم