واژه جو

فطانت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فطانت . [ ف َ ن َ ] (ع اِمص ) زیرکی و دانایی . (غیاث ). زیرکی و هوشیاری . ◄ (مص ) درک کردن . دریافتن . (فرهنگ فارسی معین ). فهمیدن و ادراک کردن . ◄ ماهر شدن در کاری . (از اقرب الموارد).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی فطانت | واژه جو