واژه جو

فطرس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فطرس . [ ف ُ رُ ] (اِخ ) نام نهری در نزدیکی رمله در سرزمین فلسطین . (از معجم البلدان ).

فطرس .[ ف ُ رُ ] (اِخ ) نام یکی از حواریان عیسی علیه السلام . (یادداشت مؤلف ). پطرس . بطرس . رجوع به پطرس شود.

معنی فطرس | واژه جو