واژه جو

فطریطن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فطریطن . [ ] (معرب، اِ)فطریطیقون که عصیر عنب است . (فهرست مخزن الادویه ).

معنی فطریطن | واژه جو