واژه جو

فطو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فطو. [ ف َطْوْ ] (ع مص ) سخت راندن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ تاریکی شب به همه جای رسیدن . (مصادر اللغه ٔ زوزنی ).

معنی فطو | واژه جو