فعال بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
چابکی، تحرک، آماده عمل بودن سرزندگی، شور، حرارت، عزم زحمت، جنبوجوش، فعالیت، جنبش، بیداری زرنگی، زبروزرنگی انرژی، نیرو، زور، زورمندی حرفه، شغل، شغل
چابک بودن روشن بودن [دستگاه]، آنتن دادن حس کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
چابکی، تحرک، آماده عمل بودن سرزندگی، شور، حرارت، عزم زحمت، جنبوجوش، فعالیت، جنبش، بیداری زرنگی، زبروزرنگی انرژی، نیرو، زور، زورمندی حرفه، شغل، شغل
چابک بودن روشن بودن [دستگاه]، آنتن دادن حس کردن