واژه جو

فعالیت داشتن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

فعال بودن، به‌خود زحمت دادن، عضو شدن، به‌گروهی پیوستن، سهیم شدن، ازخواب غفلت بیدارشدن، کامیاب شدن

معنی فعالیت داشتن | واژه جو