واژه جو

فعر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فعر. [ ف َ ] (ع مص ) خوردن فعاریر ریزه را که گیاهی است و آن را ذؤنون نیز نامند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی فعر | واژه جو