واژه جو

فعل معلوم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فعل معلوم . [ ف ِل ِ م َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) (اصطلاح دستور) فعلی است که فاعل آن در جمله ذکر شود: علی آمد، حسن رفت . و فعل مجهول مقابل آن است . رجوع به فعل مجهول شود.

معنی فعل معلوم | واژه جو