فغ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ) [ سغ. ] (اِ.) = بغ: ۱- بت، صنم. ۲- معشوق، دلبر. ۳- زیبارو.مترادفها و واژههای مرتبطبت، صنمجمیل، خوشگل، زیبادلارام، محبوب، معشوق، یارواژه قبلی: فعلیهواژه بعدی: فغان