واژه جو

فقعس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فقعس . [ ف َ ع َ ] (اِخ ) ابن طویق . از بنی اسد، از جذیمه ٔ و از عدنان . جد جاهلی بنی اسد است و از فرزندانش حجوان، دثار، نوفل، منقذ و جذام اند. (الاعلام زرکلی ).

معنی فقعس | واژه جو