فقه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فِ هْ) [ ع. ] ۱- (مص م.) دانستن، دریافتن. ۲- فقیه بودن. ۳- (اِ.) مجموع احکام عملی شرع.مترادفها و واژههای مرتبطاحکام، تعلیماتدینی، شرعیاتواژه قبلی: فقع گشادنواژه بعدی: فقه اللغه