فلاح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ) [ ع. ] (اِمص.) ۱- رستگاری. ۲- پیروزی، نجات.(فَ لّ) [ ع. ] (ص.) کشاورز، برزگر.مترادفها و واژههای مرتبطپیروزی، رستگاری، سعادت، نجاح، نیکبختیواژه قبلی: فلاتهواژه بعدی: فلاحت