واژه جو

فلاطن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فلاطن . [ ف َ طُ ] (اِخ ) افلاطون : نقش فرسوده ٔ فلاطن را بر درِ احسن الملل منهید. خاقانی .

معنی فلاطن | واژه جو