فلج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانناتوان، زمین گیر، تن بیمار، ازکار افتادهمترادفها و واژههای مرتبطافلیج، زمینگیر، معلولواژه قبلی: فلاکسواژه بعدی: فلذا