واژه جو

فلهود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فلهود. [ ف ُ ] (ع ص ) کودک گرداندام خوبروی فربه نزدیک به رسیدگی رسیده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی فلهود | واژه جو