واژه جو

فلوح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فلوح . [ ف ُ ] (ع اِ) شکافها. (منتهی الارب )(از اقرب الموارد). ج ِ فَلْح . رجوع به فَلْح شود.

معنی فلوح | واژه جو