فلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فلو. [ ف ُ ل ُوو ] (ع اِ) ج ِ فلاة. (منتهی الارب ).
فلو. [ ] (اِ) نارمشک است، و هزارچشان را نیز نامند. (فهرست مخزن الادویه ). هزارچشان . هزارفشان . نارمشک . رجوع به این کلمات شود.
فلو. [ف َ ل ُوو / ف ُ ل ُوو ] (ع اِ) خرکره و اسب کره ٔ یکساله یا ازشیربازکرده . ج، فَلاوی ̍. (منتهی الارب ). ج، فلاوی، افلاء. مؤنث آن فَلُوّة است . (از اقرب الموارد).