فلکه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ لَ کِ) [ ع. فلکه ] (اِ.) ۱- قطعه زمین گِرد. ۲- میدان. ۳- ابزاری برای تنبیه. نک فلک.مترادفها و واژههای مرتبطدایره، گرد، مستدیرمیدانچرخ، چرخهواژه قبلی: فلکزدهواژه بعدی: فلکی