فهامت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ مَ) [ ع. فهامة ] (مص م.) فهمیدن، درک کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ مَ) [ ع. فهامه ] (مص م.) فهمیدن، درک کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فهامت . [ ف َ م َ ] (ع مص ) فهمیدن و درک کردن . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فهامة شود.