فوبوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فوبوس . [ ف ُ بُس ْ ] (اِخ ) تجسم ترس است . وی همراه آرس در میدان جنگ بود. فوبوس از فرشته های ذکور میباشد. وی پسرآرس و برادر دیمس بود و داستان خاصی به او منسوب نیست . (از فرهنگ اساطیر یونان و رم تألیف پیر گریمال ترجمه ٔ بهمنش ج ٢ ص ٧٣١).
فوبوس . [ ف ُ بُس ْ ] (اِخ ) آپولو را یونانیان فوبوس نیز نامند، و او را در این نام فقط رب النوع روز وخورشید می پنداشتند. (فوستل دو کولانژ). به معنی رخشنده و اغلب نام آپولون میباشد. در لاتین این رب النوع را فوئبوس میخوانند و کلمه ٔ آپولون را بر آن نمی افزایند. (از فرهنگ اساطیر یونان و رم تألیف پیر گریمال ترجمه ٔ بهمنش ج ٢ ص ٧٣٢).