فوت کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانمردن، دیده فرو بستن، درگذشتن، جان سپردن، از دست رفتنواژه قبلی: فوت وقتواژه بعدی: فوتر