فور ا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداندر زمانهماندم، زود، دردم، بیدرنگهماندم، زود، دردم، بیدرنگواژه قبلی: فورواژه بعدی: فور زدن