واژه جو

فورس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فورس . [ ] (معرب، اِ) اسم یونانی بق است . (فهرست مخزن الادویه ). نبق . (یادداشت مؤلف ).

فورس . [ ] (اِخ ) یکی از حکما که در کیمیا بحث کرده و به عمل اکسیر تام دست یافته . (یادداشت مؤلف از ابن ندیم ).

معنی فورس | واژه جو