فوقانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) بالایی، زبرین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) بالایی، زبرین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فوقانی . [ ف َ نی ی ] (ع ص نسبی ) مقابل تحتانی، و نسبت شاذّی است از فوق . (اقرب الموارد). برین . مقابل زبرین . مقابل تحتانی : طبقه ٔ فوقانی، اطاق فوقانی . (یادداشت مؤلف ). ◄ حرفی که یک یا چندنقطه بالا دارد. (یادداشت مؤلف ). ◄ جامه ای که بر روی همه ٔ جامه ها پوشند. (یادداشت مؤلف ).
واژگان فارسی سره واژهدان
زبرین، فراسر، بالایی