فول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فول . (معرب، اِ) معرب از آرامی فل و فلی . باقلا. ◄ فول سودانی ؛ پسته ٔ زمینی . ◄ فول صوته ؛ لوبیای چینی . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ نخود یا دانه ٔ دیگر مر اهل شام را، یا خاص است به خشک .(منتهی الارب ). واحد آن فولة است . (اقرب الموارد).