فژ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فُ) (اِ.) بُش، پُش، فُش ؛ یال اسب.(فَ) (اِ.) چرک، ریم.مترادفها و واژههای مرتبطچرک، ریم، قذراتواژه قبلی: فچفچهواژه بعدی: فژاک