فکر نکردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دقت نکردن، نادیده گذشتن، غفلت کردن بیتوجه بودن، ندانستن احساسی عمل کردن، ازروی غریزه حس کردن، دریافتن سوءقضاوت کردن، تشخیص اشتباه دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دقت نکردن، نادیده گذشتن، غفلت کردن بیتوجه بودن، ندانستن احساسی عمل کردن، ازروی غریزه حس کردن، دریافتن سوءقضاوت کردن، تشخیص اشتباه دادن