فکسنی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ کَ سَ) (ص.) کهنه، فرسوده، درب و داغان.مترادفها و واژههای مرتبطازکارافتاده، اسقاط، خراب، قراضهواژه قبلی: فکزواژه بعدی: فکل