واژه جو

فکل بند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فکل بند. [ ف ُ ک ُ ب َ ] (نف مرکب ) فکل بندنده . کسی که فکل به کار برد. (فرهنگ فارسی معین ) : زین فکل بندان لوس کون نشوی نادرست یک تن از تهران بمرز خاوران رهبر نبود. بهار.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی فکل بند | واژه جو