واژه جو

فیحذج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فیحذج . [ ف َ ح ُ ذَ ] (معرب، اِ) معرب بیهده . حالتی باشد مثل حالت تب که خمیازه و فاژه و سرخی روی و چشم از آثار اوست . (آنندراج از حدودالامراض ).

معنی فیحذج | واژه جو