فیروزفال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فیروزفال . (ص مرکب ) آنچه مبارک و میمون باشد. که بر آن تفاؤل نیک زنند. که آن را نیک دانند : همان کعبه را نیز بیند جمال شود شاد از آن نقش فیروزفال . نظامی . رجوع به فیروزفالی شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فیروزفال . (ص مرکب ) آنچه مبارک و میمون باشد. که بر آن تفاؤل نیک زنند. که آن را نیک دانند : همان کعبه را نیز بیند جمال شود شاد از آن نقش فیروزفال . نظامی . رجوع به فیروزفالی شود.