فیریابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فیریابی . [ فیرْ ] (اِخ ) (فیریابی کبیر) ابوعبداﷲ محمدبن یوسف بن واقد. از مردم قیساریه و از علمای فقه و حدیث بوده . او راست : کتاب التفسیر، کتاب الطهارة، کتاب الصلوة، کتاب الصیام، کتاب الزکوة، کتاب المناسک . (یادداشت مؤلف از ابن الندیم ).
فیریابی . [ فیرْ ] (اِخ ) (فیریابی صغیر) جعفربن محمد، مکنی به ابوبکر. از شیوخ عالم اسلام . فقه و احادیث بیاموخت و به سیاحت پرداخت و به سال ٣٠٠ هَ . ق . درگذشت . او راست : کتاب السنن، که شامل پنجاه فصل است . (یادداشت مؤلف از ابن الندیم ).
فیریابی . [ فیرْ ] (ص نسبی ) فاریابی . (سمعانی ). رجوع به فاریابی شود.