واژه جو

فیزیوکرات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(یُ کِ) [ فر. ] (ص.) کسی که طرفدار فیزیوکراسی است.<br>

فرهنگ فارسی معین

(یُ کِ) [ فر. ] (ص.) کسی که طرفدار فیزیوکراسی است.

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فیزیوکرات . [ یُک ْ ] (فرانسوی، ص، اِ) کسی که طرفدار فیزیوکراسی باشد. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی فیزیوکرات | واژه جو