فیض کاشانی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۶۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عشق پرداز ما مرا دریاب ای بلای خدا مرا دریاب سوخت از آتش هوس جانم بردم آبم هوا مرا در یاب لحظه لحظه خودی و خود بینی گیردم از خدا مرا دریاب صحبت خلق دورم از حق کرد عمر من شد هبا مرا در یاب هر دم آید گرانی از طرفی گیرد از من مرا مرادریاب در گلو غصه قصه در دل ماند محرم رازها مرا دریاب کشت بیگانهام به غمخواری یکرهای آشنا مرا دریاب نزدم در رضای حق نفسی برضای خدا مرا دریاب بگدائی بدین در آمدهام نظری کن شهامرا دریاب فیض را سوی حق نشانی ده رهبر وراهنمای مرا دریاب