فیض کاشانی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۶۷۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
رفتیم ازین دیار رفتیم زین منزل پر غبار رفتیم کس جاره ما نکرد این جا بیچاره بدان دیار رفتیم غم بر سر غم بسی نهادیم دلخسته و سوگوار رفتیم در باغ جهان خوشی ندیدیم غمها خوردیم و زار رفتیم دلدار بما نکرد لطفی دل سوخته و فکار رفتیم دلبر بر ما قرار نگرفت بیدلبر و بیقرار رفتیم از گلشن او گلی نچیدیم بیهوده بروی خار رفتیم ما را بر خویش ره ندادند مهجور و حزین و خوار رفتیم ایفیض مکن شکایت از بخت کز یار بسوی یار رفتیم از آمدن ار خبر نداریم صد شکر که هوشیار رفتیم