فیض کاشانی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۷۰۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گی باشد از جهان بدن سوی جان رویم زان نیز بگذریم ورای جهان رویم از تن بجان سوی جانان سفر کنیم طی مکان کنیم و سوی لامکان رویم شور و شغب کنیم پس پرده صور وین راه را ز چشم خلایق نهان رویم کس دید و کس ندید به پریم زین قفس تا کوه قاف جانت عنقا روان رویم تا چند اوفتیم در این و گل چو خر چون عیسی از زمین بسوی آسمان رویم تا چند اینچنین گذرانیم روزگار گویند هست طور دگر آنچنان رویم سوزیم در جحیم خودیفیض تا بکی خود واکنیم از خود و سوی جنان رویم