فیض کاشانی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۷۱۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بهار آمد بهار آمد چمن شد پر گل و ریحان نگار آمد نگار آمد دو عالم شد درو حیران بهار آمد بهار آمد روانرا تازه کنای دل نگار آمد نگار آمد بجانان زنده شوای جان مفاتیح جنان آمد نعیم جاودان آمد نسیم جان جان آمد ز سوی روضه رضوان نوید خرمی آمد ز بهر سینه غمگین برات خوشدلی آمد برای دیده گریان فرح آمد فرح آمد بیرون آ از غم و اندوه سرور آمد سرور آمد برا از کلبه احزان نشاط آمد نشاط آمد غم و اندوه دل طی شد بگوشم زان دیار آمد نوید عیش جاویدان معطر شد دماغ من منور گشت چشم جان ز بوی زلف دلدار و فروغ طلعت جانان چو دستت داد این نعمت بکن از هر دو عالم دل اثر مگذار ازفیض و برا از عالم امکان