فیض کاشانی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۸۴۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
رفتم بخرابات توکلت علیالله وارستم از آفات توکلت علیالله ز خرقه و سجاده و تسبیح گذشتم در کشف و کرامات توکلت علیالله در خرقه سالوس نهان چند توان داشت بتخانه طاعات توکلت علیالله عزی بدر آوردم و بر خاک فکندم بر سنگ زدم لات توکلت علیالله از آب و گل خویش سبک گشتم و رفتم تا بام سموات توکلت علیالله راه سفر طامه کبراست توکل تا چند ز طامات توکلت علیالله گویم سخنی فیض اگرنه خرفی تو بگذر ز خرافات توکلت علیالله