فیض/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ یا فِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) بسیار شدن آب. ۲- (اِمص.) بسیاری، بسیاری آب. ۳- ریزش. ۴- بخشش، جود.مترادفها و واژههای مرتبطبخشش، برکت، تفضل، عنایت، فضل، سرشار، فراوانی، لبریز، لطفواژه قبلی: فیصله یافتنواژه بعدی: فیضان