قاب کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاب کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ازقاب ترکی + کردن فارسی . جایگیر کردن چیزی در قاب .
فرهنگ طیفی واژهدان
لبه دوختن، محدود کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاب کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ازقاب ترکی + کردن فارسی . جایگیر کردن چیزی در قاب .
فرهنگ طیفی واژهدان
لبه دوختن، محدود کردن