قابل اتساع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگسترش پذیر، گستردنی، کشسانواژه قبلی: قابلواژه بعدی: قابل اجرا