قابل اجراء/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانپیش بردنی، انجام پذیرواژه قبلی: قابل اجراواژه بعدی: قابل احتراق