قابل اشتعال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قابل اشتعال . [ ب ِ ل ِ اِ ت ِ ] (ص مرکب ) قابل احتراق . روشن شدنی .
فرهنگ طیفی واژهدان
سوختنی، قابلاحتراق، آتشگیر، سوزاننده
واژگان فارسی سره واژهدان
افروختنی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی