قابل انتقال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ طیفی واژهدانفرهنگ طیفی واژهدانقابلحمل، پرتابل انتقالی، ارسالی، اعزامی، فرستادهشده، محمول مخابراتی مبعوثواژه قبلی: قابل اتهامواژه بعدی: قابل بحث