واژه جو

قابل برانگیختن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

قابل تحریک رام، اهلی، رام‌شدنی، تشویق‌پذیر، زودباور، مستعد تشویق‌پذیر بودن

معنی قابل برانگیختن | واژه جو