قابل بودن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانشایسته بودن، سزاوار بودنواژه قبلی: قابل به عرضواژه بعدی: قابل تادیه