قابل تمسخر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداندست انداختنی، خندیدنیواژه قبلی: قابل تقسیمواژه بعدی: قابل تمیز